تبلیغات
یک جرعه آفتاب

یک جرعه آفتاب
قالب وبلاگ
کل من علیها فان...
اینجا برای همیشه تعطیل می شود.
یا حق



[ جمعه 21 شهریور 1393 ] [ 23:00 ] [ زینب علی اشرفی ]
وسطهای رکعت دوم، ذهن خائن پرتش می کند کنار تخت پیرمرد در بیمارستان و اندیشه مرگ، می پیچد توی مغزش.

تأثرش از مبادای رفتن پیرمرد، می کشاندش به شب اول قبر خودش.

قنوت گرفته است اما نمی داند چه بخواند برای این لحظه ها.


"أللهم أحینا حیاة محمد و آل محمد و أمتنا مماة محمد و آل محمد" می دود سر زبانش. می خواند و اشک پنهای صورتش را می نوازد.

تشهد رکعت دوم است اما ذهنش همطراز اشکهایش نجوا می کند: أبکی لظلمة قبری ...



[ سه شنبه 14 مرداد 1393 ] [ 21:15 ] [ زینب علی اشرفی ]
... لَا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لَا نَصَبٌ وَ لَا مخَْمَصَةٌ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یَطَُونَ مَوْطِئًا یَغِیظُ الْكُفَّارَ وَ لَا یَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّیْلاً إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَلِحٌ  إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین  (توبه:120)


... هیچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى ‏رسد و هیچ گامى كه موجب خشم كافران مى‏ شود برنمى‏ دارند، و ضربه‏ اى از دشمن نمى‏ خورند، مگر اینكه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‏ شود؛ زیرا خداوند پاداش نیكوكاران را تباه نمى‏ كند!


****************************************************************
جرعه نوشت:

انگار که اولین بار باشد رسیده ام به اینجای قرآن!

 تازگی دارد برایم.

به تازگی همان خرمایی که وسط بیابان سوزان برای "مریم"ش آفرید.

به تازگی چشمه ای که زیر پایش روان ساخت
.



[ سه شنبه 24 تیر 1393 ] [ 17:22 ] [ زینب علی اشرفی ]

فَلَعَلَّكَ‏ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفا کهف:6 

گویى مى‏ خواهى بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك كنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند!


لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثیراً  احزاب:21

مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود، براى آنها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏ كنند.


***************************************************************

جرعه نوشت:

نص صریح قرآن این است که پیامبر الگوی نیکوی امت است. آن طرفتر بخواهیم مثال علامه حرکت کنیم و آیه را با آیه دیگر بفهمیم، می بینیم پیامبر برای هدایت مردم و رساندن آنها به بهشت و رضوان الهی چنان اشتیاقی داشت که خداوند در مقام دلجویی از او می فرماید: «کم مانده است از غصه هدایت و دینداری مردم، جان خود را از دست بدهی»

و من، می فهمم که غصه خوردن برای دینداری مردم غصه مبارکی است. از سر بی کاری نیست. از فرط احساس مسؤولیت است در قبال مردمی که دوستشان داریم و دین خدایی که باید دوستش داشته باشیم. که اگر این محبت در دلمان نباشد از مقام انسانیت سقوط می کنیم


حضرت آقا(روحی له الفداء) که در اولین دیدار با هیأت دولت یازدهم بند زیر را فرمودند، با خودم گفتم: این شاه کلید موفقیت است که آقا با خیرخواهی تمام داده است دست هیأت دولت اگر قدر بدانند.

«من خواهش می کنم - البتّه شاید لزومی نداشته باشد که من این را از شما بخواهم و تحصیل حاصل باشد - با قرآن رابطه‌تان را قطع نکنید، حتماً هر روز مقداری قرآن بخوانید، با دعا و توسّل رابطه‌تان را محکم کنید؛ این فشار کار را کم میکند، سختیهای کار را برمی دارد، شما را بانشاط می کند، آماده‌ی مواجهه‌ی با موانع بزرگ می کند، یعنی سر حال می‌آورد روح انسان معتقد را؛ این خیلی امر مهمّی است؛ و نوافل و مانند اینها که دیگر حالا جای خود دارد.»*


*بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت 1392/06/06







[ یکشنبه 11 خرداد 1393 ] [ 07:59 ] [ زینب علی اشرفی ]

دوباره باد وزید
نبودنهایت را پاشید روی سر این روزهای ژولیده
ژولیده تر شد
آهی کشید
بعد، آرام آرام از گوشه های تنهایی اش چیزی چکید
طعم خاک مزارت را می داد.




پ.ن: مخاطب خاص، دارد.


[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 21:59 ] [ زینب علی اشرفی ]

وَ ما رَمَیْتَ‏ إِذْ رَمَیْتَ‏ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ (انفال:17)


و آن گاه كه تو (به سوى آنها تیر و سنگریزه) افكندى تو نیفكندى و لكن خدا افكند (تا دشمن را مغلوب نماید)

*********************************************************

جرعه نوشت:

این توحید است که قلب حاج احمد را ربوده،

که 6000 هزار اسیر عراقی و خاک آزاد شده خرمشهر و عملیات نفس بر، حواسش را پرت نمی کند که وجود استقلالی برای خودش قائل باشد.

این توحید است که قلب حاج احمد را ربوده،

که پشت بیسیم، در بحرانی ترین اوضاع هم خودش را هیچ بداند و بلند بگوید: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» *

این توحید حاج احمد است که گذاشته ایم پشت خاکریزها جامانده است برای خاطره گویی.

بعد با خیال راحت از شکستهای مذبوحانه هم برای خودمان پرونده پیروزی بزرگ می سازیم

قهرمان فلان عرصه می کنیم خودمان را

خیال می کنیم "ما"، "روش ما"، "تدبیرما" معجزه قرن است و ما مدیر حل بحران



* بشنوید





[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 13:26 ] [ زینب علی اشرفی ]



مثلاً در وصف این روزها فرموده باشد:

إنّی رأیتُ دَهراً من هجرِکَ القیامَة*


*حافظ



[ جمعه 26 اردیبهشت 1393 ] [ 20:30 ] [ زینب علی اشرفی ]

یک روز در همین حوالی، دلت را می زنی به دریا
 باران می شوی و می باری
و مرهم ترک های این خاک تفتیده می شوی.

یک روز در همین حوالی، نشانی یاسها را سر دست می گیری
به هر کوچه که می رسی، سهمش را می پاشی به در و دیوار خانه ها
و تا ابدیت، اهل برزن را خاطرخواه خودت می کنی.

یک روز در همین حوالی، عشق سر می زند
 و جای پایش را در قلب ما حک می کند.



[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 21:19 ] [ زینب علی اشرفی ]

نه روی نام کسی سوار شده ام، نه خون کسی شده پلکان ترقی ام.

فقط خودم بودم و خدا و دلم خوش بود به 14 نور زمینی اش که فقط پایشان روی زمین بود و شمیم ملکوتشان هوش از سر شکوفه های نورس بهار می برد.

خون کسی را پلکان ترقی ام نکردم اما دلبسته ی همانهایی بودم که "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً" را هر روز و شب در جانم زمزمه می کنند، با خاطراتشان، با عکسهایشان، با وصیتنامه هایشان، با احساس کنار من بودن هایشان.

دلم از این هوای کثیف گرفته است. نفسم تنگ آمده است. هوای اینجا یک وقتهای بس ناجوانمردانه سرد است. آنقدر سرد که اشکهایت درون مجرای چشم یخ می زند و چیزی راه گلویت را سد می کند.

اما زمان، نه زمان بار خستگی های خود را به دوش کشیدن است که زمان خود را رها کردن و پریدن وسط معرکه تکلیف است.

وسط اینهمه دغدغه ای که مولایت دارد، درد تو کجای معادله این عالم جا می گیرد؟ شرمت نمی آید وسط این همه دلخستگی های مولایت، تو نشسته ای و درد می کشی از حرف و حدیثهای پشت سرت. حرف و حدیثهای آدمهایی که فکر می کنند اثبات خودشان در گرو نفی دیگری است.

این دغدغه حتی اگر کمرت را به حد خم کردن هم رسانده باشد تو باید بلند شوی. افق نگاه تو را این آدمها تعریف نمی کنند. افق نگاه تو به وسعت آسمانی بودن مولایت است که همان اول سال تو را خوانده به میدان رزم. هان! کجای قصه عاشقی را با خط تعلل نوشته اند؟





[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 22:08 ] [ زینب علی اشرفی ]

باید خطبه های فدک و شقشقیه را بگذاری کنار هم،
چادرت را بکشی روی صورتت
و  های های گریه کنی بر این روضه!






[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 21:22 ] [ زینب علی اشرفی ]

آدم چقدر باید خوشبخت باشد؟!
چقدر باید خوش اقبال باشد؟!
چقدر باید نظر کرده باشد؟!
چقدر باید فضه باشد؟!
که زیر دست و نگاه فاطمه(س) متکلم بکلام الله بار بیاید.



[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 19:44 ] [ زینب علی اشرفی ]

نکته برداری از صحبتهای دیروز حضرت آقا در زیارتگاه شهدای شرق کارون:

1-دوعامل مؤثر در تأمین عزت، قدرت، آبرو و هویت  جامعه:
الف) عوامل معنوی و تحقق وعده های الهی به مؤمنان ومجاهدان راه حق
ب) مجاهدت و تلاش خود آن جامعه (به طور عام برای همه جوامع)
2- اقسام مجاهدت و تلاش آحاد جامعه ابعاد مختلف علمی، اقتصادی و نیز تعاون اجتماعی میان افرادر را شامل می شود.
3-رأس همه مجاهدتها و تلاشها، آمادگی برای جانفشانی است که موجب سرافرازی یک ملت در میان بقیه ملل می باشد.
4-هدیه انقلاب به ما، تبیین این راه بود که در مسیر رسیدن به آرمان باید مجاهدت کرد  و با جانفشانی در مقابل دشمن ایستاد.
5- حمایتهای مادی و معنوی عوامل پشت پرده استکبار (دول اروپایی و آمریکا) از رژیم خبیث بعث، علت طول کشیدن جنگ تا 8 سال بود. آنها نمی خواستند جنگ تمام شود.

6-علت عدم تمایل استکبار جهانی به تمام شدن جنگ در دوران 8سال دفاع مقدس این بود که نمی خواستند جمهوری اسلامی ایران از این حادثه بزرگ سربلند و پیروز بیرون بیاید و صریحاً به این مطلب اذعان می کردند. هدفشان این بود که جمهوری اسلامی ایران را ضعیف و ناتوان جلوه دهند.
7-در تمامی عملیات های سرنوشت ساز دوران دفاع مقدس شاهد حضور اقشار مختلف مردم اعم از ارتش، سپاه، بسیج، نیروهای مردمی(عشایری)، شهربانی، ژاندارمری و حتی کمیته آن روز بودیم.
8-هر ملتی زمانی شکست می خورد که معتقد بشود نمی تواند کاری انجام بدهد.
9-رمز عبور از گذرگاه های دشوار و ایستادگی در برابر دشمن و وادار کردن او به شکست و عقب نشینی در سه چیز نهفته است:
الف)اتحاد     ب)ایمان به خدا      ج)حسن ظن به خدای متعال و اعتقاد به صدق وعده الهی
10-زنده نگه داشتن یاد دوران دفاع مقدس و فداکاری های آن دوران ضرورتی غیرقابل انکار دارد.
11-علت اهمیت سفرهای راهیان نور ->> مناطق جنگی 8سال دفاع مقدس گواهان فداکاری ها و مجاهدتها و از خودگذشتگی های رزمندگان عزیز هستند.
12-جوانان حزب اللهی در اوایل جنگ، در زمانی که سختی های همه جانبه مادی حکمفرما بود و نیروهای رزمی کشور فاقد امکانات و آموزش و انسجام و سازماندهی بودند، خودجوش و پر شور عازم منطقه شده، در سنگرهای انفرادی تحت سخت ترین شرایط منتظر زمان مناسب برای حمله می شدند.

13-هدف دشمن در رابطه با تاریخ دفاع مقدس، الف) فراموش شدن دفاع مقدس، افراد حاضردر جبهه ها و فداکاری های آنها و ب) تخطئه تمام آنها و مسیری است که امام بزرگوار و حکیم و بنده بصیر الهی معین کرده بود.
14- علت تلاش دشمن برای فراموش شدن دفاع مقدس و تخطئه آن --->> چون می داند این خاطرات تأثیرات سازنده بزرگی دارد.
15- ره آورد سفرهای نور باید تجربه آموزی و بصیرت توأم با انوار معنوی الهی باشد

**************************************************************
پ.ن1: برادر بزرگوارمون جناب آقای سیدکمیل باقرزاده پیشنهاد دادند:
آشنایی با #نظام_فکری  آقا به مثابه استراتژیست انقلاب اسلامی، چیزی نیست که یک شبه حاصل بشه. لازمه ش چند چیزه: استمرار در مطالعه و تدبر در بیانات آقا، تلاش برای کشف محورهای اصلی و فرعی بیانات، نگرش کلان و جامع نگری در منظومه فکری آقا، پیگیری روزآمد بیانات اقا برای فهم اولویتهای متناسب با مقتضیات زمان، و...
لذا به همه دوستان عزیز توصیه میکنم بجای پلاس زدن و بازنشر این پستها، خودشون دست به قلم بشن و از امروز با خدا عهد شرعی ببندند که بلافاصله بعد از هر صحبت عمومی که آقا دارند (میانگین 5 سخنرانی در ماه)، اولاً متن رو کامل مطالعه کنند، و ثانیاً نکات و محورهای کلیدی رو یادداشت کنند، و ثالثاً یادداشتهای خودشون رو با دیگران به اشتراک بذارن، و رابعاً بجای بحثهای بعضاً بی فایده، بعد از هر صحبت آقا در همین فضای مجازی روی محورهای کلیدی اون سخنرانی مباحثه کنند. ثمره این کار رو در پایان سال 93 خواهیم دید إن شاء الله..

پ.ن2:پیشنهاد ایشان به نظرم بسیار مفید، ضروری و کاربردی بود. فلذا به شرط توفیق و حیات از این پس بعد از هر سخنرانی حضرت آقا، نکته ها و سرفصلهای آن سخنرانی را به شکل یادداشت برداری درج خواهم کرد.(ان شاءالله)




[ پنجشنبه 7 فروردین 1393 ] [ 20:48 ] [ زینب علی اشرفی ]

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (انبیاء:105)

در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏  ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد!»


*****************************************************

 جرعه نوشت:

ما که از مرضای قلبی داخلی توقعی نداریم که مثلا الان بیایند در محکومیت قاتلان شهید طلبه ناهی از منکر مطلبی بگویند یا بنویسند. یا مثلاً از علی مطهری توقعی نداریم که بیاید در مجلس  فریاد بزند:" اگر بر این مصیبت مردی بمیرد رواست". یا مثلاً از آنهایی که از حقوق بشر دم می زنند.
ما که از سازمان ملل خودفروخته به صهیونها و آمریکا توقعی نداریم بیاید و در مورد گرونگانگیری یا شهادت مزربانانمان توسط سلفی های بی دین بی همه چیز موضع گیری کند علیه سلفی ها. ما که از احمد شهید توقع نداریم بیاید و ثابت کند شرف دارد و دغدغه حقوق بشر را و علیه سلفی های سلاخ و آدم کش موضع بگیرد.
ما از هیچ کارگردان سفارتی توقع نداریم که از این ماجراها فیلم بسازد که مبادا به گوشه قبای جشنواره های غرب بربخورد. توقع که سهل است ما حتی عادت نداریم روزنامه های زنجیره ای مثلا فردا بیاید اینها را چنان تیتر کند که عاملان اصلی ماجرا، اسرائیل، آمریکا و وهابیت، سیبل انتقاداتشان باشد. نه طلبه ناهی از منکر بانوی نارنجی پوش اوکراین است و نه رنگ خون نارنجی است که به مذاق اربابان آنور آبی خوش بیاید.
ما حتی از هیچ کدامشان توقع نداریم که نیایند و نمک نپاشند به زخم حزب الله. به زخم خانواده این عزیزان. ما هیچ توقعی نداریم. ما هدف داریم. و برای هدفمان هر کاری می کنیم. فحش خوردن که سهل است. جان هم می دهد حزب الله برای هدفش. ما آرمان حضرت امام را بالای دست گرفته ایم و می رویم جلو و فریاد می زنیم: جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم

 




[ دوشنبه 4 فروردین 1393 ] [ 21:16 ] [ زینب علی اشرفی ]
یکی از مشکلات بزرگی که در محیط کار به شدت من را رنج می دهد و متأسفانه برای حلش نتواسته ام یک شیوه خوب و مؤثر پیدا کنم، "با ضمیر مفرد خطاب شدن" توسط آقایان است.  از شیوه ی تلقین بسیار استفاده کرده ام و تا دلتان بخواهد  "شما" و "لطفاً انجام بدهید" و " شما گفتید"و ... را با تأکید بر  شناسه فعل (ید) در مکالماتم با ایشان به کار برده ام اما هر روز که می گذرد تأثیرش کمرنگ تر می شود. رنج آورتر اینکه این رفتار  از سوی آقایان مذهبی بیشتر مشاهده می شود.

اساتیدم همیشه مرا با ضمیر جمع خطاب می کردند. حتی عموزادگان و خاله زادگان نامحرم هم. حتی آنهایی که چندین سال از من بزرگترند. پدر دوست صمیمی ام هم که مثل پدر خودم دوستش دارم موقع حرف زدن با من، اغلب اوقات از ضمیر جمع استفاده می کند. نمی دانم به خاطر این سابقه ذهنی من زیادی حساس هستم یا واقعاً ماجرا همینقدر جدی و پر اهمیت است.
کاش اداره هم مثل شبکه های اجتماعی یک فضایی داشت تا می توانستی هر آنچه در ذهنت وول می خورد را در قالب یک فید و پست بنویسی، بدون اینکه بخواهی مستقیماً تذکر دهی!
 
 



[ جمعه 1 فروردین 1393 ] [ 22:20 ] [ زینب علی اشرفی ]

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏) مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُ‏ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم‏ (کافی، ج2، ص163)


پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر کسی شب را صبح کند در حالیکه نسبت به امور مسلمانان بی توجه باشد، مسلمان نیست.


********************************************************
جرعه نوشت:

به مرام و حزب سیاسی هیچ کسی کاری ندارم. فقط اگر مسلمان هستیم، این حدیث را بنویسیم بزنیم روی دیوار و هر روز به آن فکر کنیم.

فکر اگر آزاده باشد، راه درست را نشانمان خواهد داد.


کمک به مردم مظلوم و جنگ زده سوری از طریق اتحادیه امت واحده +



[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 21:22 ] [ زینب علی اشرفی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 8 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


أنزَلَ عَلیه الِکتابَ نوراً لاتطفأُ مصابیحُهُ و سراجاً لا یَخبُو تَوَقُّدُهُ....
خداوند قرآن را بر پیامبر نازل کرد، نوری که چراغهایش خاموش نمیشود و چراغی که شعله اش فرو نمینیشند....
خطبه 198 نهج البلاغه

امکانات وب