تبلیغات
یک جرعه آفتاب

یک جرعه آفتاب
قالب وبلاگ

فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ

فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ
 
(یوسف:88)


هنگامى كه آنها بر او [یوسف‏] وارد شدند، گفتند: «اى عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته، و متاع كمى (براى خرید موادّ غذایى) با خود آورده ‏ایم پیمانه را براى ما كامل كن و بر ما تصدّق و بخشش نما، كه خداوند بخشندگان را پاداش مى‏ دهد!»



**********************************************************
جرعه نوشت:


نوشت: زیارت کربلا

نوشتم: پنجره فولاد رضا، برات کربلا میده.

نوشت: شک نکن!

تمام یا أَیُّهَا الْعَزیزُ هایی که نقل و نبات شده بودند در کامم*، ردیف شدند در ذهنم.

ردیف شدند و نوشتم: شاید هم بستگی دارد به یقین ما به "
بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ" مان و حکمت پر شدن و نشدن جامهای خالیمان در همین سرّ نهفته باشد!



*چند روزی که پناه برده  بودم به حرم امام رئوف، تا چشمم به گنبد طلا می افتاد، تا ضریح دلربایش؛ قاب چشمانم را می ربود، همین آیه هزار تکه نبات می شد در کامم.


پ.ن: عنوان؛ مصرع دوم این بیت از آینه های سفالی استاد مجاهدی است:

"صفای اشک به دلهای بی شرر ندهند / به شمع تا نکشد شعله، چشم تر ندهند"




برچسب ها: سوره یوسف، زیارت، کربلا، مشهد، اربعین، امام رضا(ع)، امام حسین(ع)،
[ دوشنبه 2 دی 1392 ] [ 12:25 ] [ زینب علی اشرفی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


أنزَلَ عَلیه الِکتابَ نوراً لاتطفأُ مصابیحُهُ و سراجاً لا یَخبُو تَوَقُّدُهُ....
خداوند قرآن را بر پیامبر نازل کرد، نوری که چراغهایش خاموش نمیشود و چراغی که شعله اش فرو نمینیشند....
خطبه 198 نهج البلاغه

امکانات وب