تبلیغات
یک جرعه آفتاب

یک جرعه آفتاب
قالب وبلاگ

امشب، له شدن یک زن را به چشم خود دیدم. یک زن با زبان متعفنی چنان گزیده شد که کرختی روحش به من هم سرایت کرد. زبان کسی که باید به محبت می چرخید برای شریک زندگیش، شلاقی شد و افتاد به جان همسرش. من هم همراه با سکوت آن زن و خرد شدنش؛ له شدم و بغض کردم و اشکهایم را نگه داشتم برای همین ساعتی که فقط خودم باشم و نامردی چشمش به اشکهای من نیافتد. چه کسی و کجا ریحانه ها را بی محابا می دهد دست چنگیز مغول؟!

حالم بد می شود از روشنفکرنماهایی که پز حقوق بشر می دهند و شخصیت انسانها برایشان یک پول سیاه هم ارزش ندارد.



[ شنبه 19 بهمن 1392 ] [ 00:43 ] [ زینب علی اشرفی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


أنزَلَ عَلیه الِکتابَ نوراً لاتطفأُ مصابیحُهُ و سراجاً لا یَخبُو تَوَقُّدُهُ....
خداوند قرآن را بر پیامبر نازل کرد، نوری که چراغهایش خاموش نمیشود و چراغی که شعله اش فرو نمینیشند....
خطبه 198 نهج البلاغه

امکانات وب